Loading...
fa

تولدها

فعالترین کاربران

عضو سطح
مدیر کل سایت کادر مخصوص(6)
majid omidianfar پیشکسوت(5)
نفس پیشکسوت(5)
"محمد" پیشکسوت(5)
samaneh پیشکسوت(5)

وبلاگ ها

Le point de roshe run bordeaux paire de chaussure... بيشتر
gretyr frtr دیروز, 13:05
"She was eigenlijk goedkope uggs kopen beetje verl... بيشتر
bedmundcc دیروز, 12:43
"We want to lululemon black friday 2014 our kids s... بيشتر
bedmundcc دیروز, 12:35

تبادل بنر

کد اچ تی ام ال :

تگ های پراستفاده

اخبار یونی کده || شبکه اجتماعی دانشجویان

  • علی نوشته مریم را پسندیده است.
    خیال‌انگیز و جان‌پرور چو بوی گل سراپایی

    نداری غیر از این عیبی که می‌دانی که زیبایی



    من از دلبستگیهای تو با آیینه دانستم

    که بر دیدار طاقت سوز خود عاشق‌تر از مایی



    به شمع و ماه حاجت نیست بزم عاشقانت را

    تو شمع مجلس‌افروزی تو ماه مجلس‌آرایی



    منم ابر و تویی گلبن که می‌خندی چو می‌گریم

    تویی مهر و منم اختر که می‌میرم چو می‌آیی
    دیروز, 23:41
    0 3
    mona, علی و مرتضی شریعتی این را پسندیده است.
  • علی نوشته مریم را پسندیده است.
    تو مثل چشم دریا عاشقى و پاک و بارانى

    و من یک تکه از دریا ؛ ولی نمناک و طوفانى

    به یاد چشم هاى تو تفأل مى زنم امشب

    ببینم مى روى آخر از اینجا یا که مى مانى

    تو رو جان همانى که جدایت کرد از چشمم

    همین امشب بیا در کلبه ى سردم به مهمانى

    عجب روز قشنگى بود روز آشنایى مان

    چه شد حالا که از آن انتخاب خود پشیمانى؟

    همه بُردند از خاطر مرا ؛ من ماندم و چشمت

    تو هم رفتی و یادت رفت نام ِ من به آسانى

    چه زود از یاد بُردى آن قرار روز اول را

    همان که قول دادى این پریشان را نرنجانى

    اگر چه رفته ای و بار دیگر بر نمى گردی ؛

    ولى دیوانه ات هستم ، خودت هم خوب مى دانى

    تمام شمعدانى ها برایت اشک مى ریزند

    دلت آمد دل گل هاى باغم را بلرزانى ؟

    و عادت درد سنگینى ست وقتی اوج مى گیرد

    به من عادت نکردی ، طعم حرفم را نمى فهمى

    تماشا مى کنم این قصه را زیباى من ، امــا

    خُـدا را خوش نمى آید که این دل را بسوزانى
    دیروز, 23:41
    0 4
    4 کاربر این را دوست داشتن
  • علی نوشته مریم را پسندیده است.
    این شعرم برای تمام عاشقان دنیا:
    لیلی ومجنون فقط افسانه اند
    عشق تنها کار عباس علی (ع) است
    دیروز, 23:41
    6 5
    5 کاربر این را دوست داشتن
    93/07/29 - 12:53
    و چی؟
    0
    93/07/29 - 13:01
    nokhodchi
    0
    93/07/29 - 13:07
    :|
    0
    شما برای نظر دادن باید وارد شوید
  • علی نوشته مریم را پسندیده است.
    ﺷﻮﺭ ﺩﻳﺪﺍﺭﺕ ﺑﺮﺍﻳﻢ ﺩﺍﺋﻤﯽ ﺑﻮﺩ و ﻣﺪﺍﻡ
    ﺻﻮﺕ ﺯﻳﺒﺎﻳﺖ ﺷﺒﻴﻪ ﺯﻧﮓ ﻧﺖ ﻫﺎﯼ ﮔﺮﺍﻡ

    ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩﯼ ﺣﺎﺿﺮﯼ ﺣﺮﻑ ﺩﻟﻢ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﻮﯼ
    ﺑﺎ ﭼﻪ ﺷﻮﻗﯽ ﺁﻣﺪﻡ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻴﺎﻧﺪﺍﺯﻡ ﺑﻪ ﺩﺍﻡ

    ﺩﺭ ﻣﺴﻴﺮﻡ ﺗﺎ ﺩﺭ ﺩﺍﻧﺸﮑﺪﻩ ﻣﯽ ﺁﻣﺪﻡ
    ﺩﻳﺪﻣﺖ ﺑﺎ ﻳک ﻧﻔﺮ ﻫﻢ ﺻﺤﺒﺘﯽ و ﻫﻢ ﮐﻼﻡ

    ﺣﻴﻦ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﺁﻣﺪﻥ ﺍﺯ ﭘﻠﻪ ﻫﺎ ﺑﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﺍﯼ
    ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭﻡ ﺭﺩ ﺷﺪﯼ ﺯﻳﺮ ﻟﺒﯽ ﮔﻔﺘﯽ ﺳﻼﻡ

    ﺍﺷﮏ ﭼﺸﻤﻢ ﭘﺮﺩﻩ ﺷﺪ ـ ﭘﻠﮑﯽ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﻦ ﮔﺮﻓﺖ
    ﺩﻳﺪﻧﺖ ﺑﺮ ﭼﺸﻢ ﻣﻦ ﺩﻳﮕﺮ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﭘﺲ ﺷﺪ ﺣﺮﺍﻡ

    ﺍﺯ ﻫﻤﺎﻥ ﺑﺎلا ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﭘﺮﺕ ﮐﺮﺩﻡ ﺗﺎ ﭘﺮﻳﺪ
    ﺍﻳﻦ ﭘﺴﺮ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﻋﺸﻖ و ﻗﺻﻪ ﺍﺵ ﻫﻢ ﺷﺪ ﺗﻤﺎﻡ

    ﺍﺯ ﻗﻀﺎ ﻓﺮﺩﺍﯼ ﺧﻮﺍﺑﻢ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﭘﻠﻪ ﻫﺎ
    ﺁﻣﺪﯼ ـ ﮔﻔﺘﯽ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻫم تو رﺍ و ﻭﺍﻟﺴﻼم
    دیروز, 23:40
    3 3
    سجاد, mona و علی این را پسندیده است.
    93/07/29 - 12:19
    خیلی با این شعرت ارتباط برقرار کردم..
    کاملا حسش کردم...
    0
    93/07/29 - 12:21
    خوشحالم از این بابت سمانه جان
    0
    93/07/29 - 12:22
    قوربونت...
    0
    شما برای نظر دادن باید وارد شوید
  • علی نوشته مریم را پسندیده است.
    ای رفته ز دل، رفته ز بر، رفته ز خاطر

    بر من منگر، تاب نگاه تو ندارم

    بر من منگر، زانکه به جز تلخی اندوه

    در خاطر از آن چشم سياه تو ندارم

    ای رفته ز دل، راست بگو! بهر چه امشب

    با خاطره ها آمده ای باز به سويم؟

    گر آمده ای از پی آن دلبر دلخواه

    من او نيم، او مرده و من سايه اويم

    من او نيم، آخر دل من سرد و سياه است

    او در دل سودازده از عشق شرر داشت

    او در همه جا، با همه کس، در همه احوال

    سودای تو را ای بت بی مهر! به سر داشت

    من او نيم، اين ديده من گنگ و خموش است

    در ديده او آن همه گفتار، نهان بود

    وان عشق غم آلود در آن نرگس شبرنگ

    مرموزتر از تيرگی شامگهان بود

    من او نيم آری، لب من اين لب بی رنگ

    ديري ست که با خنده يی از عشق تو نشکفت

    اما به لب او همه دم خنده جان بخش

    مهتاب صفت بر گل شبنم زده ميخفت

    بر من منگر، تاب نگاه تو ندارم

    آن کس که تو ميخواهيش از من به خدا مرد

    او در تن من بود و ندانم که به ناگاه

    چون ديد و چه ها کرد و کجا رفت و چرا مرد

    من گور ويم، گور ويم، بر تن گرمش

    افسردگی و سردی کافور نهادم

    او مرده و در سينه من، اين دل بی مهر

    سنگی ست که من بر سر آن گور نهادم
    (سیمین بهبهانی)
    دیروز, 23:40
    1 5
    5 کاربر این را دوست داشتن
    93/07/29 - 12:35
    ای رفته ز دل، راست بگو! بهر چه امشب

    با خاطره ها آمده ای باز به سويم؟
    0
    شما برای نظر دادن باید وارد شوید
  • علی نوشته مریم را پسندیده است.
    تا تو هستی و غزل هست دلم تنها نیست
    محرمی چون تو هنوزم به چنین دنیا نیست
    از تو تا ما سخن عشق همان است که رفت
    که در این وصف زبان دگری گویا نیست
    بعد تو قول و غزل هاست جهان را اما
    غزل توست که در قولی از آن ما نیست
    تو چه رازی که بهر شیوه تو را می جویم
    تازه می یابم و بازت اثری پیدا نیست
    شب که آرام تر از پلک تو را می بندم
    در دلم طاقت دیدار تو تا فردا نیست
    این که پیوست به هر رود که دریا باشد
    از تو گر موج نگیرد به خدا دریا نیست
    من نه آنم که به توصیف خطا بنشینم
    این تو هستی که سزاوار تو باز اینها نیست

    بهمنی
    دیروز, 23:40
    0 3
    ayaz yurdttt, mona و علی این را پسندیده است.
  • علی نوشته مریم را پسندیده است.
    بگذشت ماه مهر ضيافتش مرگ برگها بود
    غم فراغش سوز پاييز
    ارمغانش باران
    و
    يادگارش مهري که برجاي گذاشت.
    گفته بودم از گوشه پاييز اندکي از مهر هنوز هم پيداست
    فاش ميگويم آن مهر هنوز هم جاريست
    دیروز, 23:40
    0 4
    4 کاربر این را دوست داشتن
  • علی نوشته مریم را پسندیده است.
    ﺧﺪﺍ ﻭﻗﺘﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ؛ﻋﻤﺮ ﺩﻧﯿﺎ ﺳﺮ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ...

    ﮔﻠﻮﯼ ﺧﺸﮏ ﺻﺤﺮﺍﯾﯽﺑﻪ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺗﺮ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ...

    ﻭ ﺗﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪﺑﺮﮔﯽ ﺍﺯ ﮐﺎﺟﯽ ﻧﻤﯽ ﺍﻓﺘﺪ...

    ﻭ ﺑﺎﻏﯽ ﺍﺯ ﻫﺠﻮﻡ ﺩﺍﺱ ﻫﺎﭘﺮ ﭘﺮ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ...

    ﺧﺪﺍ ﻭﻗﺘﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪﺩﺍﻧﻪ ﺍﯼ ﮐﻮﭼﮑﺘﺮ ﺍﺯ ﺑﺎﺭﺍﻥ،

    ﮔﻠﯽ ﺑﺎﻻﺭﻭﻧﺪﻩ ﻣﺜﻞ ﻧﯿﻠﻮﻓﺮﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ...

    ﻭ ﮐﺮﻡ ﮐﻮﭼﮑﯽ،پرﻭﺍﻧﻪ ﺍﯼ ﺯﯾﺒﺎ

    ﻭ ﮐﻮﻫﯽ ﺳﺨﺖ،ﻋﻘﯿﻖ ﻭ ﺷﯿﺸﻪ

    ﻭ آینهﻭ ﻣﺮﻣﺮ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ...

    ﺧﺪﺍ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

    ﻭﻗﺘﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﻧﻪ...

    ﮔﻠﯽ ﺑﺎﺯﯾﭽﻪ ﯼ ﻃﻮﻓﺎﻥ ﻏﺎﺭﺗﮕرﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ...

    ﺧﺪﺍ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﻏﯿﺮ ﻣﻤﮑﻦﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻣﻤﮑﻦ....

    ﻭﻟﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪﻭﺍﻗﻌأ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ...

    دیروز, 23:40
    0 3
    سجاد, mona و علی این را پسندیده است.
  • علی نوشته مریم را پسندیده است.
    , گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی♥
    با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید♥
    گفتمش چون می کشی تصویرمردان خدا♥
    تک درختی در بیابان یکه تنها کشید♥
    گفتمش نامردان این زمان را نقش کن♥
    عکس یک خنجرزپشت سر پی مولا کشید♥
    گفتمش راهی بکش کان ره رساندمقصدم♥
    راه عشق وعاشقی و مستی و نجوا کشید♥
    گفتمش تصویری از لیلی و مجنون را بکش♥
    عکس حیدر در کنار حضرت زهرا کشید♥
    گفتمش بروی کاغذ عشق را تصویر کن♥
    در بیابان بلا،تصویر یک سقا کشید♥
    گفتمش از غربت و مظلومی و محنت بکش♥
    فکر کردو چهار قبر خاکی از طه کشید♥
    گفتمش سختی و درد و آه گشته حاصلم♥
    گریه کرد،آهی کشید و زینب کبری کشید♥
    گفتمش درد دلم را با که گویم ای رفیق♥
    عکس مهدی را کشید و به چه بس زیبا کشید♥
    گفتمش ترسیم کن تصویری از حسین♥
    گفت این یک را بباید خالق یکتا کشید♥
    دیروز, 23:40
    0 4
    4 کاربر این را دوست داشتن
  • mona نوشته بابک را پسندیده است.
    زنه شوهرش رو واسه نماز صبح بیدار کرد!
    شوهره گفت: ول کن بعدا قضاش رو میخونم!
    زنه گفت: ولی شرع گفته باید سر وقت بخونی!
    مرده گفت: ولی شرع گفته ۴ تا زن هم میتونم بگیرما
    زنه گفت بخواب عزیزم خدا خیلی بخشندست...!!!
    دیروز, 23:37
    2 1
    mona این را پسندیده است.
    دیروز, 23:10
    شرع اینجور که معلومه حضرت محمد تا 54 تا هم پیش رفته
    +1
    دیروز, 23:12
    الله قبول کنه
    0
    شما برای نظر دادن باید وارد شوید
  • mona به نوشته نظر داد
    داعش به سرزمين من نيا
    نگاه كن اينجاخودِمردمش به روي هم اسيدميپاشند
    اينجاازاسيدپاشي به روي دخترانِ سرزمينم فقط فيلم ميگيرند
    اينجاايران است يك گربه ي صدهزارساله امانگاه كن...
    دخترِسرزمينِ من،اي بانو،تويي كه زلال ترازآب وپاكترازشبنم صبحگاهي...
    صورت زيبايت چه شد؟
    زمين بدون زيباييت...
    بدون لبخندت مهري براي زندگيندارد...
    آه...
    كاش زنده به گورت ميكردندتااين روزهارانبيني...
    سرِتارِمويي آزارت دادند،شكنجه ات دادند،ومردانِ به ظاهرباغيرت اين سرزمين فقط نگاه كردند...
    داعش،اسراييل وتمام دشمنانِ اين خاكِ ويران شده،ايران،نگاهتان راازاين خاك برداريد...
    اينجاخودِمردمش دارنديكديگرراميكشند...
    شماديگرزحمت نكش...
    اينجاجاييست كه امروزعزاي عمومي بود...ولي نه براي ١٥ دخترِ اسيدپاشي شده.....
    دیروز, 23:35
    13 2
    kamran و مرتضی شریعتی این را پسندیده است.
    دیروز, 22:26
    والا بچه های ما انقدر ت رسیدن که فردا هیچکس کلاس نمیره وکلاسا لغو کردن
    0
    دیروز, 22:26
    e...اقای امیر حسین خان در جواب شما باید بگم...
    نه بابا راس میگی؟؟
    جات گرمه پشت کامپیوتر نشستی اوضاع خوبه و حال میده هیچ مشکلی نیست...
    اما بلا نسبت به خانواده ات میخوام بدونم اگه یکی رو خواهرت یا مادرت اسید میپاشید باز هم همین حرفو میزدی؟
    0
    دیروز, 23:35
    آقای امیرحسین سیاست داره تلاششو میکنه که جمعشون کنه.. خود مردم روانی شدن افتادن به جون هم..ربطی به مذهب هم نداره چون براشون مهم نبوده حجاب یا بی حجابی.. مرسی بچه ها که در این مورد نظر دادین انشاالله که اوضاع خوب میشه
    0
    شما برای نظر دادن باید وارد شوید
  • سجاد بر روی نوشته بابک نظر داد
    پسر :فك كنم عشقم داره بهم خيانت ميكنه

    رفيقه پسره :چرا؟؟؟چي شده مگه؟؟؟

    پسره: اخه ديروز بهش زنگ زدم ازش پرسيدم كجايي؟؟؟گفت با دوستم سارا بيرونم.

    رفيق پسره :خو اين چه ربطي به خيانت داره:|||؟؟؟

    پسره :اخه من ديروز با سارا رفته بودم سينماD:
    دیروز, 23:09
    1 1
    بابک این را پسندیده است.
    دیروز, 23:09
    [big/7]
    0
    شما برای نظر دادن باید وارد شوید
  • بابک جزئیات نمایه خود را ویرایش کرد
  • بابک آواتارش را تغییر داده است
  • بابک نوشته نفس را پسندیده است.
    دلت پيشش گير باشه كپي مي كني !!!!
    .
    .
    .
    ▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒|
    ▒▒▒▒▒▒▒█████▒▒▒▒▒|
    ▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒██▒██▒▒|
    ▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒██▒██▒▒|
    ▒▒██████████▒▒▒▒▒|
    ▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒|
    ▒▒▒▒▒▒▒▒███▒▒▒▒▒▒|
    ▒▒▒▒▒▒▒████▒▒▒▒▒▒|
    ▒▒▒▒▒▒█▒▒██▒▒▒▒▒▒|
    ▒▒▒▒▒█▒▒▒██▒▒▒▒▒▒|
    ▒▒▒▒▒▒█▒▒██▒▒▒▒▒▒|
    ▒▒▒▒▒▒▒▒▒██▒▒▒▒▒▒|
    ▒▒▒▒▒▒▒▒▒██▒▒▒▒▒▒|
    ▒▒▒▒▒▒█████▒▒▒▒▒▒|
    ▒▒▒▒▒▒▒▒▒██▒▒▒▒▒▒|
    ▒▒▒▒▒▒█████▒▒▒▒▒▒|
    ▒▒▒▒▒▒▒▒▒██▒▒▒▒▒▒|
    ▒▒▒▒▒▒█████▒▒▒▒▒▒|
    ▒▒▒▒▒▒▒▒▒██▒▒▒▒▒▒|
    ▒▒▒▒▒▒▒▒▒██▒▒▒▒▒▒|
    ▒▒▒▒▒▒▒▒▒██▒▒▒▒▒▒|
    ▒▒▒▒▒▒‌█████▒▒▒▒▒▒|
    ▒▒▒▒▒▒▒▒▒██▒██▒▒▒|
    ▒▒▒▒▒▒▒▒▒██▒██▒▒▒|
    ▒▒▒▒▒▒▒▒▒██▒▒▒▒▒▒|
    ▒▒▒▒▒▒████████▒▒▒|
    ▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒██▒▒▒|
    ▒▒▒▒▒▒██▒▒▒▒██▒▒▒|
    ▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒██▒▒▒|
    ▒▒▒▒▒▒████████▒▒▒|
    امشب تا آخر شب حداقل2میلیون نفر به امام حسين سلام بدن خودمم شروع ميکنم.السلامُ عَلَیکَ یا اباعَبْدِاللّه وَ عًلی الاَرواح الّتی حَلَت بِفنائک عَلَیکَ مّنی سلامُ اللّه ابداً" ما بَقیتُ وَ بَقیَ اَلیلِ وَ النهاروَ لا جَعَله َ اللّهَ آخِرَ اَلعَهدِ منی لزیارَتکُم اَلسلامُ عَلی الحُسین وَعَلی علی بن الحُسین وَعَلی اُولاد الـحسین وعَلی اَصحاب الحُسین.
    به اندازه ارادتت ارسال کن
    دیروز, 22:53
    13 6
    6 کاربر این را دوست داشتن
    دیروز, 11:18
    یا حسین خودت مشکللات تموم مردم مخصوصا جوانها رو حل کن.
    السلامُ عَلَیکَ یا اباعَبْدِاللّه وَ عًلی الاَرواح الّتی حَلَت بِفنائک عَلَیکَ مّنی سلامُ اللّه ابداً" ما بَقیتُ وَ بَقیَ اَلیلِ وَ النهاروَ لا جَعَله َ اللّهَ آخِرَ اَلعَهدِ منی لزیارَتکُم اَلسلامُ عَلی الحُسین وَعَلی علی بن الحُسین وَعَلی اُولاد الـحسین وعَلی اَصحاب الحُسین.
    0
    دیروز, 12:35
    السلامُ عَلَیکَ یا اباعَبْدِاللّه وَ عًلی الاَرواح الّتی حَلَت بِفنائک عَلَیکَ مّنی سلامُ اللّه ابداً" ما بَقیتُ وَ بَقیَ اَلیلِ وَ النهاروَ لا جَعَله َ اللّهَ آخِرَ اَلعَهدِ منی لزیارَتکُم اَلسلامُ عَلی الحُسین وَعَلی علی بن الحُسین وَعَلی اُولاد الـحسین وعَلی اَصحاب الحُسین.
    0
    دیروز, 22:51
    السلامُ عَلَیکَ یا اباعَبْدِاللّه وَ عًلی الاَرواح الّتی حَلَت بِفنائک عَلَیکَ مّنی سلامُ اللّه ابداً" ما بَقیتُ وَ بَقیَ اَلیلِ وَ النهاروَ لا جَعَله َ اللّهَ آخِرَ اَلعَهدِ منی لزیارَتکُم اَلسلامُ عَلی الحُسین وَعَلی علی بن الحُسین وَعَلی اُولاد الـحسین وعَلی اَصحاب الحُسین.
    0
    شما برای نظر دادن باید وارد شوید
  • هــــزار هـــزار تا منظره
    هــــزار هزار تا خــــــآطره
    حــال منو اگه بخــــوای
    مثل نـــــفس بی پنــــــجره
    اتــآق تــــنهایی من ..
    پـــــــــــر از هوای رفتنــــه
    کـــاری اگه ازت بخــــوام چمــــدونارو بستنـــه
    غــــزل نمیـــگم ایــن روزا
    وزن ردیـــــفم غلطــــــه
    هـــر چی که رو کــــاغذ میاد
    مرثـــــــیه محبـــــته
    مـــثل کســـایی مــی مونـــم
    کــــــه از سفـــر جا میــمونــــن
    شـــــعرای نـا نوشـــــته رو با ســــاز رفــــتن مـی خونـن
    منتـــــظرم نبـــاش دیگـــــه
    مــــیرم یه جای خیـــلی دور
    از تــــاریکی خستـــــه شـــدم
    میـــــرم یه جــــایی ســـــمت نــور
    نـــامه داره تمـــــــوم میـــــشه مثـــل تمــــوم نــامه ها
    مــــی گم شبـــابـبوسنــــت
    بجــــای من ..

    فـــــرشته هـــا ...
  • حواست هست

    یک تابستان دیگر هم گذشت و هیچ معجزه ای نشد،

    حالا باید دوباره دل خوش کنیم به آمدن پاییز،

    یک پاییز خوشرنگ که زرد و نارنجی نباشد،

    به پاییزی که دلت نگیرد و غروبش غم نداشته باشد
    و
    توی کوچه و پس کوچه هایش بغض نباشد،

    پاییزی که مهر و آبان و آذرش تو را یاد هیچ خاطره خیسی نیاندازد
    و
    دل کندنش آسانتر از دل بستنش باشد،

    یک پاییز دوست داشتنی که شاید مال من و تو باشد،

    میمانیم به امید پاییزی.که نه از فاصله خبری باشد

    نه از. درد نه از زخم نه از جنگ نه از فقر،

    به امید پاییزی که وقتی به آخر رسید

    جوجه ای از جوجه هایمان کم نشده باشد.
  • دستهایش هست اما خودش نیست

    لمش مکنم اما احساسش نمکنم

    یادش بخیر زمنی لمسش نمکردم اما احسلسش میکردم
  • 'گاهی تنها صدایی که در گوشت فریاد میزند

    صدای تلخه سکوته

    که داد میزنه چقد تنها شدی