Loading...
fa

تولدها

فعالترین کاربران

عضو سطح
مدیر کل سایت کادر مخصوص(6)
majid omidianfar پیشکسوت(5)
نفس پیشکسوت(5)
"محمد" پیشکسوت(5)
samaneh پیشکسوت(5)

وبلاگ ها

In the event that you need to profit this mon... بيشتر
Adrew Wilson 8 ساعت قبل
Need finance managing your financial crisis b... بيشتر
edwin chard 9 ساعت قبل
There are plenty of loan deals in the fiscal mark... بيشتر
luwis hamilton 10 ساعت قبل

تبادل بنر

کد اچ تی ام ال :

تگ های پراستفاده

اخبار یونی کده || شبکه اجتماعی دانشجویان

  • گفت دانایى که گرگى خیره سر
    هست پنهان در نهاد هر بشر
    ... لاجرم جارى است پیکارى بزرگ
    روز و شب مابین این انسان و گرگ

    زور بازو چاره این گرگ نیست
    صاحب اندیشه داند چاره چیست
    اى بسا انسان رنجور و پریش
    سخت پیچیده گلوى گرگ خویش

    اى بسا زور آفرین مردِ دلیر
    مانده در چنگال گرگ خود اسیر
    هرکه گرگش را دراندازد به خاک
    رفته رفته مى‌شود انسان پاک

    هرکه با گرگش مدارا مى‌کند
    خلق و خوى گرگ پیدا مى‌کند
    هرکه از گرگش خورد دائم شکست
    گرچه انسان مى‌نماید، گرگ هست

    در جوانى جان گرگت را بگیر
    واى اگر این گرگ گردد با تو پیر
    روز پیرى گرکه باشى همچو شیر
    ناتوانى در مصاف گرگ پیر

    اینکه مردم یکدگر را مى‌درند
    گرگهاشان رهنما و رهبرند
    اینکه انسان هست این سان دردمند
    گرگها فرمان روایى مى‌کنند

    این ستمکاران که با هم همرهند
    گرگهاشان آشنایان همند
    گرگها همراه و انسانها غریب
    با که باید گفت این حال عجیب
  • یه استاد داشتیم هر سری می آمد سر کلاس به دخترا تیکه می انداخت.

    یه بار دخترا تصمیم می گیرن با اولین تیکه ای که انداخت از کلاس برن بیرون.

    قضیه به گوش استاد می رسه. جلسه بعد یه کم دیر میاد سر کلاس،

    می گه از انقلاب داشتم می آمدم دیدم یه صف طولانی از دخترا تشکیل شده رفتم جلو

    پرسیدم، گفتن با کارت دانشجویی شوهر می دن!

    دخترا پا می شن برن بیرون، استاده می گه کجا می رید؟

    وقتش تموم شد، تا ساعت 10 بود!
  • حسینـــــــــــــــــــــــ بر روی نوشته سحر نظر داد
    چه هوای خوبییه

    حس مکنم دوباره متولد شدم

    همشو مدیونه یه دوستم

    تو این دورانه سختم اومد طرفم

    دستمو گرفت

    خدا جونم ممنون که اونو بهم دادی

    که کنارم باشه

    خدایا خیلی دوسش داااااااااااااااااااااااااااااااااارم
    یک ساعت پیش
    13 3
    kamran, Nirvana و Hurricane این را پسندیده است.
    3 ساعت قبل
    الکی؟؟؟؟
    خوب خودت که دیدی نوشتم ویرایش عکس
    میتونی بعضی از کارامم ببینی
    منظورتو نگرفتم که سوالتو بیجواب گرفتی
    0
    یک ساعت پیش
    خدا دوسته تو رم واست حفظ کنه حسین جون
    هارینکس ادم یکیو داشته باشه که اگه کله دنیا هم مقابلت وایسادن اون کنارت بمونه حتی اگه تنها تخصصش سبزی پاک کردن باشه
    +1
    یک ساعت پیش
    دقیقااااااااا
    سحر زدی به هدف
    0
    شما برای نظر دادن باید وارد شوید
  • سحر به نوشته نظر داد
    جادوی محبت را باور کردم

    وقتی که در اوجه غم بودم

    انقدر پا پیچم شد و بهم محبت کرد

    که به زندگی برگشتم

    درست وقتی که از همه چی و همه کس بریده بودم

    خیلی دوست داررررررررررررررررررررم بهترین دوست دنیا
    یک ساعت پیش
    2 1
    Hurricane این را پسندیده است.
    10 ساعت قبل
    بهترین دوست دنیا رو پیدا کردی
    0
    یک ساعت پیش
    کنارم بودش حیف که من دیر فهمیدم بهترین اونه نه کسه دیگه
    0
    شما برای نظر دادن باید وارد شوید
  • سحر به نوشته نظر داد
    معنای واقعی عشق یعنی این

    یعنی هیش وق تنهاش نزاری

    حتی وقتی که اینقد غصه داره که هیچ جذابیتی نداره

    اونی که میمونه عاشقه واقعیه

    شک نکن اونی که میره فقط ادای عاشقا رو درمیاورده

    تازه فهمیدم کی واقعا عاشقمه

    خدایا ممنون که بهم نشون دادی
    یک ساعت پیش
    2 1
    Hurricane این را پسندیده است.
    10 ساعت قبل
    تشکر از اطلاع رسونیتون
    0
    یک ساعت پیش
    خاهش عزیزه دلم
    0
    شما برای نظر دادن باید وارد شوید
  • حسینـــــــــــــــــــــــ بر روی هدیه ای که صدف برای آمنه فرستاد نظر داد
    دوستت دارم
    3 ساعت قبل
    آمنه برام خاصه
    :)
    0
    شما برای نظر دادن باید وارد شوید
  • من و داداشم "حسن"
    3 ساعت قبل
    2 2
    kamran و Nirvana این را پسندیده است.
    6 ساعت قبل
    آخییییییییییی...ولی حسن از تو خوشگلتره ها..چقد بزرگ شده...[big/16]
    0
    3 ساعت قبل
    thanks you
    0
    شما برای نظر دادن باید وارد شوید
  • شعله دارم میکشم در تب، نمی فهمی چرا؟
    تاب بی ماهی ندارد شب... نمی فهمی چرا؟

    اهل آه و ناله کردن نیستم، جان من است
    اینکه هر دم میرسد بر لب، نمیفهمی چرا؟

    ذوب دارم میشوم هر روز، می بینی مگر؟!
    آب دارم می روم هر شب نمیفهمی چرا؟

    آنچه من پای به دست آوردن چشمت زدم
    قید دینم بود لامذهب! نمیفهمی چرا؟

    بین مردم مثل من پیدا نخواهد شد؛ نگرد
    «یک» ندارد جز خودش مضرب، نمی فهمی چرا؟

    بارها گفتم دل دیوانه گرد عشق نه!
    نیش خواهی خورد ازین عقرب، نمیفهمی چرا؟

  • Hurricane » Hurricane بر روی نوشته مریم احمدی نظر داد
    مثل باغی سبز در یک روز بارانی قشنگی
    مثل باغی سبز در یک روز بارانی قشنگی

    مثل دریایی چه آرام و چه توفانی قشنگی

    روسری را طرح لبنانی ببندی یا نبندی،

    زلف بر صورت بیفشانی، نیفشانی قشنگی

    خنده های زیر لب، یا آن نگاه زیر چشمی،

    شاید اصلا با همین حرکات پنهانی قشنگی

    تا که نزدیکت می‌آیم در همان حال مشوش

    ـ که میان رفتن و ماندن پریشانی ـ قشنگی

    این پلنگ بی قرارت را به کرنش می‌کشانی

    ماه مغرورم! خودت هم خوب می‌دانی قشنگی

    می‌نشینی دامن گلدار را می‌گسترانی

    مثل نقش شمسه روی فرش کرمانی قشنگی

    نه، ... فرشته نیستی، می سوزد آدم از نگاهت

    آری آتش پاره ای با اینکه شیطانی، قشنگی

    سرنوشت ما نمی دانم چه خواهد شد؟ ولی تو

    مثل حس ناتمام بیت پایانی قشنگی


    قاسم صرافان
    3 ساعت قبل
    خیلی عالی بود لذت فراوان بردیم تشکرات ویجه خانوم بیشتر از این شرمنده نفرمایید//آخه منو از کجا دیدی بابا عجبا
    0
    شما برای نظر دادن باید وارد شوید
  • Hurricane به نوشته نظر داد
    زرد است که لبریز حقایق شده است

    تلخ است که با درد موافق شده است

    شاعر نشدی وگرنه می فهمیدی

    پائیز بهاری است که عاشق شده است


    میلاد عرفان پور
    3 ساعت قبل
    4 6
    6 کاربر این را دوست داشتن
    7 ساعت قبل
    ممنون از پسندتون علی نجفی
    0
    3 ساعت قبل
    مرسی کامران ممنون مریم
    0
    3 ساعت قبل
    شکر مریم احمدی مهربان
    0
    شما برای نظر دادن باید وارد شوید
  • Hurricane به نوشته نظر داد
    باد
    تو را مو به مو به یاد می آورد
    باران
    ذره ذره

    من اما
    چنان به روزگارم اضافه ات کرده ام
    که یاد تویی
    که باران
    که باد تویی ...
    3 ساعت قبل
    18 5
    5 کاربر این را دوست داشتن
    4 ساعت قبل
    پیدا نمیشه!
    0
    4 ساعت قبل
    عالیه
    0
    3 ساعت قبل
    مرسی مریم احمدی
    0
    شما برای نظر دادن باید وارد شوید
  • Hurricane » Hurricane بر روی نوشته مریم احمدی نظر داد
    عشق...♥♥♥♥♥

    عشق که بازار بتان جای اوست
    سلسله بر سلسله سودای اوست
    گرمی بازار خراب است عشق
    آتش دل های کباب است عشق
    گفت به مجنون صنمی در دمشق
    کای شده مستغرق دریای عشق
    عشق چه و مرتبه ی عشق چیست؟
    عاشق و معشوق در این پرده کیست؟
    عاشق یک رنگ و حقیقت شناس
    گفت که ای محو امید و هراس
    نیست بجز عشق در این پرده، کس
    اول و آخر همه عشق است و بس !!

    "جامی"
    3 ساعت قبل
    1 1
    Hurricane این را پسندیده است.
    3 ساعت قبل
    درود لذت بردم
    وخیلی ممنونم
    0
    شما برای نظر دادن باید وارد شوید
  • Hurricane » Hurricane بر روی نوشته مریم احمدی نظر داد
    زندگى موسیقى گنجشک هاست
    زندگى باغ تماشاى خداست...
    زندگى یعنى همین پرواز‌ها،
    صبح‌ها،
    لبخند‌ها،
    آواز‌ها...
    زندگی ذره‌ی کاهیست، که کوهش کردیم،
    زندگی نام نکویی ست، که خوارش کردیم،
    زندگی نیست بجز نم نم باران بهار،
    زندگی نیست بجز دیدن یار
    زندگی نیست بجز عشق،
    بجز حرف محبت به کسی،
    ورنه هر خار و خسی،
    زندگی کرده بسی،
    زندگی تجربه‌ی تلخ فراوان دارد، دو سه تا کوچه و پس کوچه و اندازه‌ی یک عمر بیابان دارد.
    ما چه کردیم و چه خواهیم کرد در این فرصت کم؟
    سهراب سپهری
    3 ساعت قبل
    1 1
    Hurricane این را پسندیده است.
    3 ساعت قبل
    شرمنده کردین
    0
    شما برای نظر دادن باید وارد شوید
  • من خود دلـم از مهر تو لرزید ،وگرنه

    تیرم به خطا می رود اما به هدر،نه!

    دل خون شده ی وصلم و لب های تو سرخ است

    ســـرخ است ولــی سرخ تر از خـــون جگـــر ، نه

    با هرکـــه توانسته کنار آمده دنیا

    با اهل هنر؟آری! با اهل نظر ؟نه!

    بد خلقــم و بد عهد زبانبازم و مغـــرور

    پشت سر من حرف زیاد است مگر نه؟

    یک بار به من قرعه عاشق شدن افتاد

    یک بار دگر ، بار دگر ، بار دگر .....نــــه!
  • موج عشق تو اگر شعله به دلها بکشد

    رود را از جگــر کـــوه بــــه دریـا بکشد

    گیسوان تو شبیه است به شب اما نه

    شب کــــه اینقدر نباید بــه درازا بکشد

    خود شناسی قدم اول عاشق شدن است

    وای بر یوسف اگـــر نــــــــاز زلیــــخا بکشد

    عقل یک دل شده با عشق فقط می ترسم

    هم به حاشا بکشد هــــم به تماشا بکشد

    زخمی کینه ی من این تو و این سینه ی من

    من خودم خواسته ام کار بــــه اینجـــا بکشد

    یکی از ما دو نفر کشته به دست دگری است

    وای اگــــر کار من و عشق بـــــه فردا بکشد
  • گیسوانت زیر باران، عطر گندم‌زار... فکرش را بکن!

    با تو آدم مست باشد، تا سحر بیدار... فکرش را بکن!


    در تراس خانه رویارو شوی با عشق بعد از سال‌ها

    بوسه و گریه، شکوه لحظه‌ی دیدار... فکرش را بکن!


    سایه‌ها در هم گره، نور ملایم، استکان مشترک

    خنده خنده پر شود خالی شود هربار... فکرش را بکن!


    ابر باشم تا که ماه نقره‌ای را در تنم پنهان کنم

    دوست دارد دورِ هر گنجی بچرخد مار... فکرش را بکن!


    خانه‌ی خشتی، قدیمی، قل قل قلیان، گرامافون، قمر

    تکیه بر پشتی زده یار و صدای تار... فکرش را بکن!


    از سماور دست‌هایت چای و از ایوان لبانت قند را...

    بعد هم سیگار و هی سیگار و هی سیگار... فکرش را بکن!


    اضطراب زنگ، رفتم واکنم در را، که پرتم می‌کنند

    سایه‌ها در تونلی باریک و سرد و تار... فکرش را بکن!


    ناگهان دیوانه‌خانه... ــ وَ پرستاری که شکل تو نبود

    قرص‌ها گفتند: دست از خاطرش بردار! فکرش را نکن!

  • باز در چهره خاموش خیال

    خنده زد چشم گناه آموزت

    باز من ماندم و در غربت دل

    حسرت بوسه هستی سوزت


    باز من ماندم و یک مشت هوس

    باز من ماندم و یک مشت امید

    یاد آن پرتو سوزنده عشق

    که ز چشمت به دل من تابید


    باز در خلوت من دست خیال

    صورت شاد ترا نقش نمود

    بر لبانت هوس مستی ریخت

    در نگاهت عطش توفان بود


    یاد آنشب که ترا دیدم و گفت

    دل من با دلت افسانه عشق

    چشم من دید در آن چشم سیاه

    نگهی تشنه و دیوانه عشق


    یاد آن بوسه که هنگام وداع

    بر لبم شعله حسرت افروخت

    یاد آن خنده بیرنگ و خموش

    که سراپای وجودم را سوخت


    رفتی و در دل من ماند بجای

    عشقی آلوده به نومیدی و درد

    نگهی گمشده در پرده اشک

    حسرتی یخ زده در خنده سرد


    آه اگر باز بسویم آئی

    دیگر از کف ندهم آسانت

    ترسم این شعله سوزنده عشق

    آخر آتش فکند برجانت
  • مریم » مریم احمدی بر روی نوشته Hurricane نظر داد
    برای شما دوستم به خاطر مطالب وشعرهای زیباتون
    4 ساعت قبل
    متشکرم ازشما،لطف کردین[small/smailikai_com_246]
    0
    شما برای نظر دادن باید وارد شوید
  • مریم نوشته maryam j را پسندیده است.
    در روزگار غریبی که سزای خوب بودن,خنجر از پشت خوردن است.....

    پس بزن که سزای من,از درد به خود پیچیدن است

    بزن که یک عمر تکرار اشتباه ,داستان تکراری زندگی ام شده است...

    بزن که من ادم نمیشوم

    بزن تا که احساسات گرانم را به بهایی ارزان نفروشم دیـگــــــــــــر

    بزن که سزای قلب ساده ی من,همین خنجرهای به زهر اغشته ی توست....

    بزن تا شاید فهمیدم که همیشه خوب بودن,خوب نیست و گاهی باید بد بود,بد...

    فرو کن خنجرت را نارفیق ,تا که دردش بیدارم کند از خوابی که در ان همه را خوب می بینم

    بزن ,بزن که سزایم مـــــــــــــــــرگ است................
    4 ساعت قبل
    12 6
    6 کاربر این را دوست داشتن
    دیروز, 22:37
    دیو شاخ دار[big/2]
    0
    10 ساعت قبل
    0
    6 ساعت قبل
    اسکااااااااااااااااااااار[big/9]
    0
    شما برای نظر دادن باید وارد شوید
  • مریم نوشته سحر را پسندیده است.
    هروق تو یونی مینویسم اروم میشم

    اخیش یه جای دنج که بی دغدغه و بی فیلم بازی کردن

    میتونی هرچی دوس داری بنویسی

    خدا جونم من یونی و همه اونایی که میان اینجا رو دوش دااااااااااااااااااااااااااااارم
    4 ساعت قبل
    2 4
    4 کاربر این را دوست داشتن
    10 ساعت قبل
    اینجا که هیشکی نیست دیگه واسه چی میاید ؟؟؟
    0
    9 ساعت قبل
    شاید اون 1 نفر اونقدری هست که نبودن همه رو پر کنه
    0
    شما برای نظر دادن باید وارد شوید